تبليغاتX
خودنگار




















خودنگار

"دلیر باش، در به کار گرفتن فهم خویش"

فرانتس کافکا:

«دو گناه کبیره‌ی انسانی وجود دارد که بقیه همه از آن‌ها سرچشمه می‌گیرند: بی‌صبری و سهل‌انگاری. بی‌صبری آدم‌ها را از بهشت بیرون راند؛ سهل‌انگاری نگذاشت به آن بازگردند. یا شاید فقط یک گناه کبیره وجود دارد: بی‌صبری. بی‌صبری سبب راندن آدم‌ها شد و بی‌صبری نگذاشت بازگردند».

این جمله‌ی کافکا و هر جمله‌ای که من در این وبلاگ می‌آورم از جهاتی برای من مهم است که دقیقاً نمی‌دانم خواننده نیز به همان نکات توجه می‌کند یا استنباطی متفاوت از من دارد. گریزی نیست و شاید هم لازم باشد که هر کسی نخست از موضع خودش به هر چیزی بنگرد و تلاش کند بدون کمترین واسطه‌ای مشاهده‌ای ناب از هر چیزی صورت دهد.


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه 5 آبان1388ساعت 1:59 PM توسط محمد رزاقی| |

علوم انسانی از بدو تولدش در دانشگاه‌های ایران مورد انتقاد اهالی علم و روشنفکران بوده است. آکادمیسین‌ها از این زاویه آن را مورد انتقاد قرار می‌دهند که ظاهراً این علوم هرگز هم‌پای علوم پایه و دقیقه در دانشگاه‌های ایران نبالیده‌اند. روشنفکران نیز این علوم را مورد خطاب قرار داده‌اند که هرگز راه حل‌های قابل اعتنا برای مسئله‌های اجتماعی از این علوم از دانشگاه‌های ایران سر بر نیاورده است. این انتقادها کم و بیش مورد وثوق اهالی علم و روشنفکران بوده است.


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 13 مهر1388ساعت 9:55 AM توسط محمد رزاقی| |

فضای بعد از انتخابات اخیر ایران و حوادث پس از آن در محافل سیاسی و روشنفکری ایران بسیار مورد بحث قرار گرفته است. من قصد ندارم به تکرار این مباحث بپردازم و یا از جنبه‌ای صرفاً سیاسی آن را مورد توجه قرار دهم، چرا که معتقدم نگاه صرفا سیاسی به تحولات و تغییرات اجتماعی، نوعی تقلیل‌گرایی است و نمی‌تواند بیان کننده‌ی بخش قابل توجهی از یک واقعیتِ عینی باشد.


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 13 مهر1388ساعت 9:28 AM توسط محمد رزاقی| |

انتخابات خردادماه 88 پیامدهای بی‌شماری داشته است که پرداختن به آنها زمانی بس طولانی و نگرشی عمیق و اطلاعاتی وسیع را طلب می‌کند. اما از نظر من یکی از مهمترینِ آنها، اتفاقی است که برای اندیشه و تفکر در این ماه‌های اخیر افتاده است و آن، دچار شدن بسیاری از ایرانیان داخل کشور به «تعلیق تفکر» است.


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 13 مهر1388ساعت 9:25 AM توسط محمد رزاقی| |

نزدیک به دو ماه است که نتوانسته‌ام بنویسم و عمده ی آنچه که نوشته­ام قابل انتشار نیست. علت عمده‌ی آن رویدادهای جاری کشور است. اتفاقات روزهای منتهی به انتخابات 22 خرداد 88 و حوادث پس از آن ذهن و ضمیر هر ایرانی دردمندی را آنچنان به خود مشغول می‌کند که خواندن، اندیشیدن و نوشتنِ غیرِ مرتبط با آن را بسیار دشوار می‌سازد.


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 13 مهر1388ساعت 9:22 AM توسط محمد رزاقی| |

در فرهنگ عامه‌ی ایرانیان است این که:


خداوند در دو حال می‌خندد: وقتی قرار باشد چیزی بشود و چه تلاش نافرجامی می‌کنند بعضی‌ها که نشود، و هنگامی که قرار باشد چیزی نشود و چه زور بیهوده‌ای می‌زنند بعضی‌ها که بشود.

و چه سرخوشانه می‌گذرد این روزها که زیر سایه‌ی خداوند نشسته‌ایم و با او به این بعضی‌ها می‌خندیم!

 

منبع: خوابگرد

نوشته شده در دوشنبه 12 مرداد1388ساعت 7:59 PM توسط محمد رزاقی| |

معادل‌گذاری در ترجمه­ی فارسیِ زبان­های دیگر، به بحثی جدی در محافل علمی تبدیل شده است. مترجمان تلاش می­کنند که کلماتی را که پیش از این در ادبیات علمی زبان فارسی و حتا گاه در زبانی که به فارسی ترجمه می­شود، سابقه نداشته با معادل­هایی جدید یا به ابتکار خود و یا با استفاده از اجماع اهالی فن در ادبیات، معادل‌گذاری کنند. برخی از این معادل گذاری­ها به دلایل مختلف پذیرفته شده و وارد گفتمان علمی می­شود، اما برخی دیگر در چارچوب کتاب‌ها و آثار ترجمه شده محبوس شده و هرگز وارد گفتمان­های علمی در رشته­های مطبوع خود نمی­شوند.


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه 4 مرداد1388ساعت 9:33 PM توسط محمد رزاقی| |

درست یک سال پیش در چنین روزی بود که نخستین مطلب خودنگار را با همین نام نوشتم. در طول این یک سال تجربه های متفاوتی را از سر گذراندم. نوشتن برای دیگران و در معرض دید همگان اگر چه کار چندان ساده ای نبود، اما بسیار خوشایند و در نوع خود جالب و هیجان انگیز بود. در طول این یک سال نوشتن را تمرین کردم و همواره احساس کردم که در حال آزمون و خطا هستم، به همین دلیل هنوز احساس می کنم که خودنگار به رشد و بلوغ لازم نرسیده است.

 

نوشته شده در چهارشنبه 31 تیر1388ساعت 12:8 PM توسط محمد رزاقی| |

                              

نوشته شده در دوشنبه 22 تیر1388ساعت 9:35 PM توسط محمد رزاقی| |

در طول هفته های پیش تا کنون گاه با بهت و حیرت ناظر تحولات جامعه ی ایران بوده ام. به همین دلیل مدت هاست که نتوانسته ام مطلب در خور توجهی برای گذاشتن در وبلاگ آماده کنم. در هفته ی پیش از انتخابات وقتی موجِ سبزِ به راه افتاده، در خیابان های رشت و تهران و اغلب شهرهای ایران را می دیدم واقعا مبهوت شده بودم که چگونه از آن فضای یاس آلود چهار سال گذشته و از آن همه تشتت آرا در جریان انتخابات پیشین، چنین شور و نشاط و انسجامی به وجود آمده است.


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 15 تیر1388ساعت 7:47 PM توسط محمد رزاقی| |

نوشته شده در سه شنبه 19 خرداد1388ساعت 11:33 AM توسط محمد رزاقی| |

نوشته شده در دوشنبه 18 خرداد1388ساعت 2:32 PM توسط محمد رزاقی| |


دانشجویان رشته ­ی جامعه­ شناسی چه اصولی را در مواجهه با رشته­ ی مطبوع خویش باید مد نظر قرار دهند؟ نادیده گرفتن چه اصولی آنان را در پیگیری این رشته­ دچار خطاهای اساسی می­ کند؟ و چگونه باید میان کار علمی اصیل و دقیق و شبه علم تمایز قایل شد؟ در پاسخ به این پرسش‌ها نظریات دو تن از جامعه‌شناسان بزرگِ معاصر و کلاسیک(بوردیو و وبر) را مد نظر قرار می‌دهم.

ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه 15 اردیبهشت1388ساعت 10:6 AM توسط محمد رزاقی| |


«پی‌یر بوردیو» مفهومی دارد به نام «باز‌اندیشی». من دقیقاً نمی‌توانم تمامی ابعاد این مفهوم را در نظر او تشریح کنم، اما می‌توانم بخشی از توضیحات او را با توجه به مصاحبه‌اش با ایزابل گراو که ترجمه‌ی آن با عنوان «من کیستم؟» در سایت ناصر فکوهی هست، مطرح کنم و سپس به تجربه‌ی خودم در رابطه با این موضوع بپردازم.


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه 15 اردیبهشت1388ساعت 10:3 AM توسط محمد رزاقی| |

مطلب پیشین من با عنوان «عشق­ها راستند و معشوق­ها دروغ!» حساسیت­ها و تعجب­ هایی را در میان دوستانم برانگیخت. البته برخی از آنها همان­طور که در مطلبی با عنوان «ما و اطرافیان؛ حال و گذشته» گفته بودم، این مطلب را با پیش­فرض حوادث گذشته­ای که مدت­هاست باید فراموش می­شدند، خوانده­ اند. همین موضوع باعث شد به بیان نکاتی بپردازم، که در پی می­ آیند.


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 14 اردیبهشت1388ساعت 9:37 AM توسط محمد رزاقی| |

این جمله از دکتر شریعتی است که در یکی از مقالات سارا شریعتی با آن مواجه شدم. من با این جمله با این شکل که قضاوتی سیاه و سفید را به ذهن متبادر می­کند، چندان موافق نیستم. اما با ایده­ای که سارا شریعتی برای توضیح آن از این جمله استفاده کرده بود، موافقم و البته تحلیلی مستقل از آن ایده هم دارم. سارا شریعتی در بحثی در باب جامعه­ شناسی دین به این نکته اشاره کرده بود که ادیان عموماً اتوپیایی را در آموزه ­های خود تبلیغ می­کنند که غالباً قابل تحقق نیست. او ضمن رد اتوپیا از ایده­ ی تلاش برای تحقق آن و امید برای اصلاح و بهبود وضع موجود دفاع کرده، اما ناممکن بودن تحقق مطلق اتوپیا را نیز یادآوری می­ کند.


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 5 اردیبهشت1388ساعت 10:49 AM توسط محمد رزاقی| |

آیا زندگی در پس خود معنا و هدفی دارد؟ این پرسش به نظر من از آن دست پرسش­های مناقشه برانگیزی است که نمی­توان با علم و استدلال به آن پاسخ گفت. به نظر من پاسخ این پرسش را فقط اعتقادات دینی آدم­ها می­تواند بدهد. منظورم از اعتقادات دینی، دین مشخصی نیست. تقریباً تمامی ادیان تلاش کرده­اند به چنین پرسش­هایی پاسخ دهند. اما اینکه چرا علم نمی­تواند به این پرسش پاسخ دهد، دلایلی دارد. در حوزه­ی علم تنها گزاره­هایی پذیرفته هستند و اعتبار دارند که آزمون پذیر باشند و بتوان به تجربه و با کمک عقل صحت و سقم آن را مورد بررسی قرار داد. فارغ از این که پاسخ این پرسش چه باشد هر پاسخی که به آن بدهیم فاقد این خاصیت است. به عنوان مثال اگر کسی بگوید که هدف زندگی رسیدن به زندگی ابدی در بهشت است. هیچ راهی برای تجربه­ی بهشت وجود ندارد که بتوان آن را قبول یا رد کرد. بنابراین تشخیص صحت و سقم این پاسخ منوط به مردن و مشاهده­ی حوادث بعد از مرگ است.(البته اگر مشاهده­ای صورت پذیرد).


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 2 اردیبهشت1388ساعت 11:40 AM توسط محمد رزاقی| |

هیچ چیزی و هیچ کسی مهمتر از آن نیست که آدمی خودش را نادیده بگیرد و یا به خاطر آن چیز یا کس آنگونه شود که واقعاً نیست. یعنی اینکه نباید به «خود» خیانت کرد. پیش از این در مطالبی گفته بودم که هیچ چیز یا کسی فراتر از آن نیست که آدمی خود را فدای آن کند، مگر اینکه خودش به اراده و انتخاب خود خواسته باشد. این جمله را اینگونه کامل می­کنم که: فداکاری در صورت نادیده گرفتن حقیقت خویش، خیانت است به خود. و چون همه­ی انسان­ها به خاطر انسان بودنشان ارزشمند و دارای احترام و حقوقی هستند، حتا خیانت به خود نیز قابل قبول نیست.


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 2 اردیبهشت1388ساعت 11:38 AM توسط محمد رزاقی| |

ادیان بسیاری در سراسر جهان پیروان فراوانی دارند. دین از عناصر همیشگی جوامع بشری بوده است. علیرغم تصورات بسیاری از کسانی که مدرنیته و روشنگری را تجربه کرده¬اند، حیات دین به پایان نرسیده است و همچنان پیروان خاص خود را دارد. اما نکته جالب و تأمل برانگیز این است که پیروان هیچ دینی توافقی حداکثری بر روی آموزه¬های آن دین خاص ندارند. هر دینی به مذاهب و فرقه¬های متعددی تقسیم می¬شود و در میان این فرقه¬ها نیز قرائت¬ها متنوعی وجود دارد. جالب اینکه اغلب این مذاهب و فرقه¬های مختلف و متعدد، یکدیگر را به رسمیت نمی¬شناسند و هر یک خود را پیرو راستین آن دین خاص دانسته و به قرائت¬های دیگر از آن دین واحد نسبت گمراهی و انحراف می¬دهد.

ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه 1 اردیبهشت1388ساعت 12:45 PM توسط محمد رزاقی| |

مطلبی که پیش روی شماست با الهام از نظریات «پی­یر بوردیو[1]» نوشته شده است. عنوان این مطلب هم متأثر از نظرات اوست. در ابتدا آن بخش از نظرات بوردیو که بر نوشته شدن این مطلب تأثیر داشته را توضیح می­دهم، سپس به عنوان آن، که ایده­ی اصلی این نوشتار است می­پردازم.

بوردیو با معرفی مفاهیمی از قبیل میدان اجتماعی، ریختار(Habitus) و استراتژی تلاش می­کند که چرایی و چگونگی کنش­های اجتماعی افراد را توضیح دهد. از نظر او هر اجتماع، گروه، سازمان یا جامعه­ای که سازوکارهای مشخص خود را برای رسیدن به اهداف یا انجام برنامه­هایی دارد، یک میدان اجتماعی است. از طرفی هر فردی دارای یک سری از ویژگی­های فکری، روانی و رفتاری است که در مجموع در ریخت ظاهری آن فرد تأثیر می­گذارد و موجب شکل­گیری ریختار آن فرد می­شود. شاید بتوان گفت که ریختار فردیت یافته­ی ساختار است. از طرفی بوردیو ریختار را جسمیت یافته­ی تمامی ویژگی­های یک فرد تلقی می­کند که متأثر از خیلی چیزها از جمله تربیت، پیشینه­ی خانوادگی و اجتماعی و ... است.


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه 30 فروردین1388ساعت 10:36 AM توسط محمد رزاقی| |


Design By : Night Skin